یک ماه بدون فیس‌بوک؛ آیا کنار گذاشتن شبکه‌های اجتماعی حال ما را بهتر می‌کند؟

آیا ممکن است یک ماه دوری از فیس‌بوک حالمان را بهتر کند، اما پس از پایان این دوره همچنان برای کنار گذاشتن دوباره آن انتظار دریافت پول داشته باشیم؟ نتایج یک آزمایش با مشارکت ۲۷۴۳ کاربر فیس‌بوک نشان می‌دهد که پاسخ به این پرسش، به آن سادگی که به نظر می‌رسد نیست.

آزمایشی برای سنجش تأثیر فیس‌بوک بر حال روحی کاربران

کَس سانستین (Cass R. Sunstein)، استاد دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد، در فصل ششم گزارش شادی جهان ۲۰۲۶ به پژوهشی از هانت آلکات (Hunt Allcott) و همکارانش اشاره می‌کند که با هدف بررسی تأثیر استفاده از شبکه‌های اجتماعی بر رفاه ذهنی افراد انجام شد.

در این آزمایش، پژوهشگران ۲۷۴۳ کاربر فیس‌بوک را انتخاب کردند و ابتدا از آن‌ها پرسیدند برای غیرفعال کردن حساب خود به مدت یک ماه، چه مبلغی را به‌عنوان غرامت یا جبران مالی مطالبه می‌کنند. میانه پاسخ‌ها ۱۰۰ دلار بود. سپس، افرادی که مبلغ درخواستی‌شان کمتر از ۱۰۲ دلار بود، به‌صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند: گروه نخست برای چهار هفته استفاده از فیس‌بوک را متوقف کرد و در ازای آن پول دریافت کرد؛ گروه دوم به استفاده از این شبکه اجتماعی ادامه داد.

هدف اصلی پژوهش، بررسی تغییرات رفاه ذهنی افراد در نتیجه این وقفه یک‌ماهه بود.

کاربران بدون فیس‌بوک شادتر بودند

نتیجه آزمایش نشان داد افرادی که به مدت چهار هفته فیس‌بوک را غیرفعال کرده بودند، در تمام ابعاد رفاه ذهنی اندازه‌گیری‌شده وضعیت بهتری پیدا کردند. آن‌ها شادتر بودند، رضایت بیشتری از زندگی خود گزارش کردند و میزان اضطراب و افسردگی‌شان کاهش یافت.

البته میزان این بهبود بزرگ نبود؛ بااین‌حال، از نظر آماری معنادار بود. به گزارش پژوهشگران، اندازه این بهبود معادل حدود ۲۵ تا ۴۰ درصد از بهبود معمول حاصل از روان‌درمانی فردی یا گروهی بود.

این یافته نشان می‌داد که کنار گذاشتن فیس‌بوک، دست‌کم در شرایط این آزمایش، می‌تواند با بهبود قابل‌اندازه‌گیری در وضعیت روانی کاربران همراه باشد. اما آیا چنین تجربه‌ای باعث می‌شود افراد تصمیم بگیرند دیگر به این شبکه اجتماعی بازنگردند؟

چرا کاربران پس از تجربه حال بهتر، همچنان برای ترک فیس‌بوک پول می‌خواستند؟

بخش جالب‌تر پژوهش زمانی آشکار شد که محققان پس از پایان دوره چهار‌هفته‌ای، دوباره از شرکت‌کنندگان پرسیدند برای یک ماه دیگر دوری از فیس‌بوک چه مبلغی مطالبه می‌کنند.

میانه مبلغ درخواستی این افراد از ۱۰۰ دلار پیش از آزمایش به حدود ۸۶ دلار کاهش یافته بود؛ اما این افت نسبتاً محدود بود. به بیان دیگر، با وجود آنکه شرکت‌کنندگان در دوره دوری از فیس‌بوک بهبود رفاه ذهنی را تجربه کرده بودند، همچنان برای ادامه این دوری انتظار دریافت مبلغ قابل‌توجهی پول داشتند.

این نتیجه یک پرسش مهم ایجاد می‌کند: اگر افراد در غیاب فیس‌بوک حال بهتری دارند، چرا حاضر نیستند بدون دریافت پول به این وضعیت ادامه دهند؟

سانستین تأکید می‌کند که علت دقیق این تناقض مشخص نیست. او چند توضیح احتمالی را مطرح می‌کند، اما آن‌ها را فرضیه‌هایی می‌داند که هنوز نمی‌توان با قطعیت تأییدشان کرد.

یکی از این توضیحات به مفهوم «لنگراندازی» در تصمیم‌گیری مربوط است. ممکن است شرکت‌کنندگان همچنان مبلغ اولیه ۱۰۰ دلار را به‌عنوان نقطه مرجع ذهنی در نظر گرفته و در ارزیابی مجدد خود، تنها اندکی از آن پایین آمده باشند. در چنین حالتی، پاسخ آن‌ها لزوماً بازتاب دقیقی از میزان تأثیر فیس‌بوک بر رفاهشان نیست.

توضیح احتمالی دیگر این است که بهبود حاصل از دوری از شبکه اجتماعی، برای شرکت‌کنندگان تجربه‌ای تازه و غیرمنتظره بوده و آن‌ها نتوانسته‌اند به‌طور کامل این تغییر را به غیرفعال کردن فیس‌بوک نسبت دهند.

مسئله فقط شادی و رضایت از زندگی نیست

سانستین احتمال دیگری را نیز مطرح می‌کند: افراد ممکن است از دوری از فیس‌بوک احساس بهتری داشته باشند، اما هم‌زمان متوجه شوند که با این کار از برخی فعالیت‌ها یا ارتباطات اجتماعی فاصله گرفته‌اند.

برای مثال، در همین پژوهش، گروهی که استفاده از فیس‌بوک را متوقف کرده بود، در مقایسه با گروه کنترل، دانش سیاسی کمتری داشت. این تنها بُعد اندازه‌گیری‌شده‌ای بود که در آن گروه غیرفعال‌شده وضعیت نامطلوب‌تری نشان داد.

این نکته اهمیت دارد، زیرا رفاه افراد را نمی‌توان صرفاً با میزان شادی، رضایت از زندگی یا کاهش اضطراب سنجید. ممکن است کسی با دوری از یک پلتفرم احساس بهتری پیدا کند، اما همچنان اطلاعات، ارتباطات یا فرصت‌هایی را که از طریق آن به دست می‌آورد، ارزشمند بداند.

سانستین همچنین احتمال می‌دهد که برخی کاربران برای حفظ ارتباط با دوستان و اعضای خانواده حاضر باشند اندکی اضطراب یا ناراحتی را تحمل کنند. در این صورت، ادامه استفاده از شبکه اجتماعی لزوماً به معنای ناآگاهی از پیامدهای منفی آن نیست؛ بلکه ممکن است نشان‌دهنده ترجیح ارتباط اجتماعی بر بخشی از آسایش روانی باشد.

آیا ترک فیس‌بوک برای همه مفید است؟

این آزمایش نشان می‌دهد که غیرفعال کردن فیس‌بوک برای چهار هفته با بهبود برخی شاخص‌های رفاه ذهنی در میان شرکت‌کنندگان همراه بوده است. بااین‌حال، نتیجه پژوهش به این معنا نیست که همه کاربران در همه شرایط از ترک شبکه‌های اجتماعی سود خواهند برد یا اینکه تمام آثار استفاده از این پلتفرم‌ها منفی است.

یافته مربوط به کاهش دانش سیاسی در گروه غیرفعال‌شده نیز نشان می‌دهد که ارزیابی پیامدهای شبکه‌های اجتماعی به معیارهای مورد استفاده بستگی دارد. یک پلتفرم ممکن است در برخی ابعاد بر رفاه ذهنی اثر منفی بگذارد و در عین حال، دسترسی به اطلاعات یا حفظ ارتباط با دیگران را آسان کند.

از سوی دیگر، باقی ماندن تمایل به دریافت پول برای ادامه دوری از فیس‌بوک نشان می‌دهد که تجربه یک ماهه لزوماً به تغییر کامل ترجیحات کاربران منجر نمی‌شود. سانستین توضیح می‌دهد که هنوز نمی‌دانیم چرا افراد، با وجود بهبود در شاخص‌های اندازه‌گیری‌شده، همچنان برای ادامه این دوری مبلغ قابل‌توجهی مطالبه می‌کنند.

جمع‌بندی

آزمایش چهار‌هفته‌ای فیس‌بوک یک نتیجه روشن و یک پرسش بی‌پاسخ دارد: در میان شرکت‌کنندگان، کنار گذاشتن این شبکه اجتماعی با بهبود معنادار اما نسبتاً محدود در شاخص‌های رفاه ذهنی همراه بود؛ بااین‌حال، این تجربه تمایل آن‌ها به دریافت پول برای ادامه دوری از فیس‌بوک را به‌طور چشمگیری از بین نبرد.

بنابراین، رابطه میان شبکه‌های اجتماعی و حال روحی کاربران را نمی‌توان فقط با این پرسش سنجید که آیا افراد هنگام استفاده از آن‌ها شادترند یا نه. باید در نظر گرفت که کاربران چه چیزهایی از این پلتفرم‌ها به دست می‌آورند، از چه فرصت‌هایی می‌ترسند محروم شوند و تا چه اندازه می‌توانند تجربه کوتاه‌مدت خود را به تصمیمی پایدار تبدیل کنند.

 

عنوان:

Social Media, Wasting Time, and Product Traps

نویسنده:

Cass R. Sunstein، دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد

گزارش:

World Happiness Report 2026

لینک به منبع:

https://files.worldhappiness.report/WHR26_Ch06.pdf?_gl=1*1fjw2qx*_gcl_au*MTQ2MjAyMzMwNS4xNzkxOTc4OTMy